ن والقلم و مایسطرون
قلم در هر شکل و قالبی که باشد،قداستی اسمانی دارد،چرا که کتاب های اسمانی به وسیله قلم نوشته و حفظ شده اند و اندیشه یکتا پرستی را ترویج کرده اند.
به راستی چه سری در قلم نهفته است که از دیر باز تا کنون مورد توجه انسان بوده و چه رازی است در زغال و مداد وقلم سنگ تراشي …… که خداوند حکیم به ان سوگند خورده است؟
در گذشته هیچ کس تردیدی در مقام والای قلم نداشت،چرا که همواره تمام مسائل از یک نامه احوال پرسی گرفته تا نامه های مهم بین ارکان دولت و سیاست به وسیله قلم نگارش و ابلاغ میشد و گاه مامواران و مقامات به ناحق حکمی را با قلم نوشته اند و زندگی شخصی را تباه کرده اند.
و یا باقر العلوم اسمان امامت علم و احادیث گرانمایه اش را به وسیله قلم برای ما که در قرن های بعد از ایشان زندگی میکنیم به یادگار گذاشته اند تا بتوانیم وصیت پیامبر را بر مینای حدیث ثقلین و یکی از دو ثقل بهتر به انجام برسانیم.
شعرا نیز اشعارشان را به همین وسیله به ارث گذاشته اند و چه زیبا میگوید شاعر شهیر لبنانی،جبران خلیل جبران:
قلم عصای شاهی است،اما به ندرت پادشاهی را نویسنده می یابیم.
قلم تا کنون به کرات دچار تغییر گشته و تایپ و صفحات اینترنت تقریبا جایگزین ابزار قلم ابتدایی شده اند.
با روند روز افزون وسایل ارتباطی و استفاده از فناوری هایی همچون وبلاگ و پیامک و …ایا جوان امروز یا به عبارت بهتر ما؛ هنوز بر اصل قلم استواریم؟ همان اصلی که خداوند عزوجل به ان سوگند خوره است!
و تا چه حد به جادوی این افریده ی الهی ایمان داریم؟ایا هنوز هم قداست قلم احساس میشود و یا به فراموشی سپره شده است؟
پ.ن۱: ۱۴تیر به عنوان روز قلم نامگذاری شده و ای پست و حرکت هم به همین دلیل می باشد.
پ.ن۲:از امروز میخواهیم در نظرات همین وبلاگ به بحث بنشینیم و راچع به سوالانی که در اخر پست پرسیده شد گفتگو کنیم.
پ.ن۳:جمع بندی و نتیجه گیری کلی در روزهای اتی و در همین وبلاگ منتشر میشود.