تبليغاتX
گروه جوان و اندیشۀ باشگاه رادیویی جوان

 


---> فایل مستند حج را با صدای حاج وحید جلیلوند از اینجا بشنوید <---



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 5 آذر1388 توسط آسمان اندیشه

 



روز عرفه؛ روز معرفت

روز عرفه؛ روز زدودن قلب از غبار عصیان

روز عرفه؛ روز خدا و خدایی شدن

روز عرفه؛ روز دعا کردن و استجابت دعا

روز عرفه؛ روز حسین و حسینی شدن

روز عرفه؛ روز شکستن بتهای درون

روز عرفه؛ روز ابراهیم شدن

روز عرفه؛ روز بارش چشمهای خاکیان بر آسمانیان

روز عرفه؛ روز بازگشت به آغوش مهربان خدا

روز عرفه؛ روز بازگشت، بازگشت به خود

روز عرفه؛ روز خواستن


عید عرفه مبارک

 



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 آذر1388 توسط آسمان اندیشه

چرا همه تا نگاهشون به خانه کعبه میفته، اشک تو چشماشون حلقه میزنه و حال دلشون عوض میشه ؟ مگه نه اینکه خدا، همیشه با ماست. مگه نمیگن " بعد منزل نبود در سفر روحانی " ؟ چرا همه ما دلمون میخواد بریم مکه ؟ حج، یه جور سفر به خداست...سفر به خود...همونجایی که شمع و پروانه یکی میشن.

 این هفته در زیر نور ماه : حج

* زیر نور ماه را به سردبیری مجتبی امیری و گویندگی حامد مشکینی، جمعه شبها از ساعت 22 تا 23:20 بشنوید. البته دوستان زیرنورماهی، اینجا منتظر کامنتهای شما هستند...



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 آذر1388 توسط آسمان اندیشه

 

 

 

- شنیدی میگن فلانی دزدی کرده ؟ میگن پول مردم بالا کشیده ...اون هم میلیاردی.

-- تو که مطمئن نیستی .... برای چی آبرو ریزی میکنی؟ برای چی غیبت می کنی (1) ؟ برای چی تهمت میزنی ؟

- تهمت کجا بود ؟ کی غیبت کرد حالا ؟ من مطمئنم!

-- آخه برادر من، دوست من ، رفیق من! تو نشنیدی که میگن زبان سرخ، سر سبز میدهد بر باد ؟ چرا بار گناهان خودت رو سنگین میکنی ؟(2)

- میگم مطمئنم. چرا باور نمی کن حرفمو ؟

-- اصرار کردن مجاز نیست، مخصوصا اصرار به چیزی که درباره اش خیلی مطمئن نیستی (3) . اصرار، فقط در یک مورد جایزه. تو اگه بتونی زبان خودت رو کنترل کنی، اون وقت به موفقیت زیادی دست پیدا کردی...

- ولی بازم میگم. من مطمئنم...اون یه مفسد اقتصادیه.

- عزیز من..اینقدر اصرار نکن میگم..

.

.

.

.

.

 

1.غیبت آن است كه درباره برادرت چیزی را بگویی كه خداوند بر او پوشیده و مستور داشته است . و بهتان آن است كه عیبی را كه در برادرت نیست ، به او ببندی.

2.هیچ کس از گناهان سالم نمی ماند، مگر اینکه زبانش را کنترل کند.

3.خداوند دوست ندارد كه مردم بر حرفی اصرار ورزند ، ولی اصرار در خواهش از خودش را دوست دارد.     

از سخنان امام باقر علیه السلام

گروه جوان و اندیشه باشگاه رادیویی جوان، شهادت امام محمد باقر (ع) – شکافنده علوم – را به تمام عالمان و عمل کنندگان به سخنان گهربار آن حضرت تسلیت می گوید.

 

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 آذر1388 توسط آسمان اندیشه



 بخش هایی از صحبت های حاج آقا اتابکی پیرامون خوش تیپی در زیرنورماه

تیپ به معنی نوع پوشش افراد است نه نوع افکار. از روی تیپ می توان نوع شخصیت افراد را تشخیص داد اما نباید درباره آنها قضاوت کرد. چرا ؟ چون بعضیها مدپوشی می کنند.نباید مدپوشی را به شخصیت خانوادگی و اخلاقی افراد تعمیم داد. قضاوت از روی ظاهر انسان را به اشتباه می اندازد. ما باید با عملمان، اخلاق، اجرای قانون و رفتار ، خودمان را نشان دهیم. نه تیپ و ظاهر.


تیپ نه مد که عرف اجتماع است. تیپ نه فقط لباس که به معنی آرایش مو، محاسن، نحوه راه رفتن، گفتار و نگاه ما نیز هست.

شلخته لباس پوشیدن با ساده لباس پوشیدن تفاوت دارد. شلخته لباس پوشیدن یعنی اینکه روی لباس ما لکه ای باشد، یا لباس اتو نشده یا کثیف باشد. درواقع نوعی بی تفاوت لباس پوشیدن است. اما ساده لباس پوشیدن یعنی در عین نظافت و آراستگی؛ لباس ساده، مرتب و تمیز پوشیدن. یعنی لباس بی زرق و برق پوشیدن و لباسی که جلب توجه نکند، پوشیدن. سادگی نوعی تیپ است.

امامان ما به هیچ وجه شلخته نبودند. پیامبر فرمودند(ص): «من از دنیای شما عطر را دوست دارم » ایشان، نیمی از درآمد خود را به عطر اختصاص میدادند. آراستگی، هم احترام به خود، هم احترام به دیگران است.به واقع، نوعی تشکر از نعمتهای خداست.خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد. آراستگی نشانه دنیازدگی نیست و برعکس، کسی که شلخته لباس میپوشد، عارف و زاهد نیست.امام باقر(ع) فرمودند «بهترین عالم برای اهل تقوا،دنیاست». امام علی(ع) فرمودند «دنیا خوب است، اسیر دنیا شدن بد است. » آراسته بودن به معنی جلب توجه کردن نیست. آراستگی لباس گران پوشیدن نیست. ما به عنوان یک مسلمان باید به گونه ای لباس بپوشیم که نشان دهیم تابع دینی هستیم که در آن نظافت یک امر مهم است.

آراسته باشید، اما دلبسته نباشید...!




نوشته شده در تاريخ شنبه 30 آبان1388 توسط آسمان اندیشه



ما منتظریم از سفر برگردی

یکروز شبیه رهگذر برگردی

ما منتظر تو ایم آقا نکند

یک جمعه غروب بی خبر برگردی


برای تعجیل در ظهور آقا امام زمان صلوات



نوشته شده در تاريخ جمعه 29 آبان1388 توسط آسمان اندیشه

گفتند عشق زمینی حجاب است.گفتند هیچ موجودی را، هیچ مرد و زنی را نباید دوست داشت جز خداوند بزرگ، اما در خانه کوچکی چسبیده به مسجد پیامبر مرد و زنی همدیگر را بسیار دوست می داشتند و خدایشان را نیز. و خداوند پیشانی آنها را بوسیده بود.



امروز سالگرد ازدواج خوشبخت ترین زوج عالم است. این تبلیغات صدا و سیما را دیده اید که با ژستی مصنوعی میخواهد جوان ها را تشویق به ازدواج کند و می گوید " زندگی پایدار: ازدواج آسان، ساده ، به هنگام ؟ " بگذارید برایتان از ازدواج علی و فاطمه بگویم. از ماجرای خواستگاری شروع کنم خوب است ؟ از حضرت علی بگویم که شرم اجازه نمیداد فاطمه را از پیامبر خواستگاری کند ؟
یا رسول الله، شما مرا می شناسید، سابقه ام را، ایمانم را، جنگهایم را و ... تهی دستی ام را ...
چه میخواهی برادر من ؟
آنها می گویند شما خواستگاران بسیاری را رد کرده اید...آیا...آیا مرا می پذیرید ؟
پیامبر به مهربانی می خندد:« تو در خانه من بزرگ شده ای علی. در خانه من ، خدیجه و فاطمه. اما پیش از هر چیز بگذار از فاطمه بپرسم. حتی اگر جبرئیل خبر ازدواج شما را در میان اهل آسمان برایم آورده باشد، رضایت فاطمه شرط است.»
پیامبر مقابل فاطمه نشست. « علی تو را از من خواستگاری کرده است.او را میشناسی و میدانی چقدر دوستش دارم. با این همه تو بگو. آیا تقاضایش را می پذیری ؟ »
فامه باز هم به شرم سر زیر انداخت و سکوت کرد. اما این بار - بر خلاف دفعات قبل - سر بر نگرداند و سرخی لطیفی به گونه هایش دوید.
پیامبر خندبد: « الله اکبر، سکوت ها، اقرارها، سکوت علامت رضاست»
حضرت علی زره اش را فروخت. پیامبر پول زره را به سه قسمت تقسیم کرد.به بیشترین بها عطر خرید، بخشی غذا و پاره ای دیگر آنچه برای زندگی به کار آید: عطر، دو کوزه سفالی، دو سبوی سفالی با لعاب سبز، ظرفی برای آب، کاسه ای برای شیر، ظرفی مسی برای پختن غذا، یک مشک آب، آسیای دستی، فرشی پر از پوست، یک عبا، یک حصیر، یک پرده پشمی، تخت خواب، رختخوابی از کتان خشن مصری، یک پیراهن و یک روسری. پیامبر برایشان اینگونه دعا کرد : « خداوندا! مبارک گردان برای خانواده ای که مهمترین اسباب زندگی آنان، گلین است ».
ماجرای جشن عروسیشان هم جالب و شنیدنی است. آنجا که حضرت علی نمیداند چگونه خبر ازدواجش را به مردم بدهد.سرانجام هم می گوید: « پیامبر همه شما را به شام عروسی دخترش دعوت کرده » اما ته دلش از نگرانی می لرزد که مبادا خرمای تفت داده شده و گوسفندی که قربانی کرده اند برای این جماعت، کم بیاید.. پیامبر اما نگرانی را از چشمان او میخواند. « نگران چه هستی علی جان، برادرم! من دعا می کنم خدا به غذای عروسی تو برکت دهد. فقط به آنان بگو ده نفر ده نفر بیایند که خانه کوچک است » 

***

اینکه این روز عزیز را به نام " روز ملی ازدواج و خانواده" نامگذاری کرده اند خوب است . اما این که تلویزیون مدام زیرنویس می کند صاحب نظران، ازدواج به هنگام را عامل خوشبختی جوانان معرفی می کنند خوب نیست! چون این را حتی غیر صاحب نظران هم می دانند!!! جوانان هم اگر ازدواج نمی کنند به خاطر هزار و یک مشکل است.

ای کاش مسئولین به جای گفتن این جملات قشنگ، کارهای قشنگ کنند و ازدواج را برای جوانان، آسان کنند. آسان به معنای واقعی کلمه... 


در همین رابطه، اعضای حلقه نوشته اند :

مهر علی و زهرا .... معصومه مقدم

روز ازدواج و خانواده ... محمد بیدلی



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 28 آبان1388 توسط آسمان اندیشه
یا فکور

در آسمان که باشی، حسی جز پرنده شدن نخواهی داشت.
برای پرواز، هنوز هوای پریدن بال‌هایت را نظاره می‌کند.
در این آسمان، رنگین‌کمان خاطره‌ها و حضورها همه زاده‌ی رنگ اندیشه‌اند.
این‌جا گستره‌ی افق‌های فردا به وسعت اندیشه‌های نابی‌ست که در آسمان اندیشه‌ی تو می‌درخشند.
این‌جا همه منتظرند؛
منتظر تلاقی اندیشه‌ها با نقطه‌ای نامعلوم...وصل شدن دو پندار...
این‌جا نه واژه‌ها و کلمات از فهمیدن و فهماندن اضطراب دارند، و نه زیان اندیشه ابایی از گفتن و شکستن مرداب سکوت. چرا که حرف‌ها خیس قطره‌های بارانند.
این‌جا ردپای اندیشه‌ها پیداست که راه را نشانه گرفته‌اند .
و واژه ی "سلام " را به اندیشه های نو هدیه می کنند.
javanoandishe@yahoo.com
Blog Skin