تبليغاتX
گروه جوان و اندیشۀ باشگاه رادیویی جوان

 
زهره هاشمی، مدیر باشگاه رادیویی جوان در گفتگو با


* خواندن گفتگوهای بالا به تمام اعضا حلقه توصیه میشود!


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط اندیشۀ سپید!

دوباره عزیزی از بین ما رفت تا ما یک بار دیگر به خودمان بیاییم و زیر لب زمزمه کنیم " نام نیکو گر بماند ز آدمی .... "

خبر فوت حسین صبحدل را که خواندیم، ناباورانه به زیرنویس تلویزیون خیره شدیم و آهی کشیدیم. چقدر خوب است که کاری کنیم که همیشه برایمان خدابیامرزی بماند.

جسم حسین صبحدل از بین ما رفت، اما صوت خوبش که ما را به سوی خدا می خواند، به یادگار ماند. پدر مذهبی صدا وسیما از بین ما رفت، اما از یاد ما نمی رود.

برای شادی روحش، فاتحه ای قرائت کنید.



نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم آبان 1388 توسط اندیشۀ سپید!

به قول مجری ها دفتر تاریخ را که ورق بزنیم در یکی از روزهای پاییزی به ۱۳ آبان میرسیم.روزی که همه میدانیم در آن چه ها گذشته و انگار که ندانیم هر سال برایمان حرفهای پارسال را تکرار میکنند  . جوری که گویا میخواهند شماتت بار بگویند جوانان زمان ما و جوانی ما را ببینید! یاد بگیرید !

بگذریم...حرف ما این ها و به ستوه آمدن از تکرار مکررات نیست ، حرف ما در حوزۀ خودمان و مسائل اندیشه ای دانش آموزان میباشد . مسائل دینی و اعتقادی که نه فقط هدیه های آسمانی ، دینی و دین و زندگی  بلکه هر درس و دبیر و استادی راجع به آن بحث و نصیحت میکند، گاهی بدون اطلاعات کافی و اغلب باعدم درک و شناخت صحیح دانش آموزان ، نحوۀ برقراری ارتباط و ارائه مطلب !

در طول هفته دبیرن و اساتید مختلف ساعت ها وقت میگذارند یعنی بیشتر وقت تلف میکنند و طوری از خدا و اسلام میگویند که بچه ها بیشتر دلشان میخواهد لج کنند و حتی اگر موافق هم هستند رای مخالف بدهند ! البته این در مورد همه دبیران صدق نمیکند اما آنچه تا به حال ما از خودمان و افراد مختلف دیده و شنیده ایم هین حکایت بوده است !

حالا ای کاش جدای از این نصایح که انگار تکه کلام معلم ها شده مطالب کتیب دینی - یا هر اسم دیگری - تکراری نباشند و چیز جدیدی در آنها نهفته باشد ، اکثر مطالب از اول دبستان تا سوم دبیرستان یکی است و فقط طرز بیان و جمله بندی های توفیر میکند ، حتی آیات قرآنی نیز بعضاً مشابه سالهای پیش است !  و جالب آنجاست که اندیشۀ دانشگاه نیز جمع بندی ۳ دین و زندگی دبیرستان میباشد !

گفتن بیش از این گزافه است و از حوصله خارج ، احتمالاً حرف دل بسیاری از شما نیز همین هاست ، اما مسئله این است که آیا حرف دل آنها نیز با ما مطابقت میکند ؟! از ما که گذشت ، امیدواریم شیوۀ جدیدی از آموزش به کار گرفته شود تا نسل بعدی  به ستوه نیایند و اسلام را آنگونه که هست فرا بگیرند و خدا را آنطور که شایسته است بشناسند...



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 توسط اندیشۀ سپید
از 14 ساعت برنامه زنده ای که همکاران ما و همراهان شما در رادیو جوان برایتان و برایمان ترتیب داده اند، سهم گروه اندیشه برنامه ای است به عنوان " زیر گنبد طلا ".


این برنامه را به سردبیری عطیه عسگری و گویندگی فاطمه صداقتی و محی الدین تقی پور می توانید جمعه از ساعت 11 بشنوید. زیر گنبد طلا شامل بخش های متنوعی خواهد بود که مناجات از 8 صحن حرم امام رضا (ع) ، هشت سلام و تبريک ، گزارش و ارتباط زنده با مشهد تنها گوشه های از آن هستند.


زیزنورماهی ها هم ویژه برنامه ترتیب داده اند که آیتم هایش را نمی گوئیم تا سورپریز شوید! اما می تونید اینجا " با رضا بگوئید "...



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم آبان 1388 توسط اندیشۀ سپید!

احساس می کنید نویسنده توانایی هستید ؟ حس کنجکاویتان بین خاص و عام معروف است؟ احساس می کنید خبرهایی است که به آنها پرداخته نمی شود و نادیده گرفته میشوند ؟ دوست دارید شنیده شوید ؟ دلتان میخواهد خوانده شوید ؟!


غیر تهرانیها، بشتابید!

درست آمده اید. فقط کافی است اینجا کلیک کرده و خبرنگار افتخاری باشگاه رادویی جوان شوید.خبرنگاران افتخاری میتوانند در حوزه ۵ گروه فعال در شبکه جوان فعالیت کنند و دوستانی که تمایل به فعالیت در گروه اندیشه دارند می بایست خبرهای اندیشه ای و معارفی خود را برای ما به ایمیل javanoandishe@yahoo.com  ارسال کنند و یا در همین وبلاگ کامنت بگذارند.

خبرنگار افتخاری شهرتان باشید و اخبار حوزه معارف شهرتان را برای ما ارسال کنید.گفتنی است برای این دست عزیزانی که مفتخرمان کنند برنامه های ویژه ای داریم!

خبرهای بیشتر، در آینده نزدیک...



نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم آبان 1388 توسط اندیشۀ سپید!

سرگروهان اندیشه در ایستگاه مترو به سر می بردند که ناگهان اتفاق غیرمنتظره ای رخ داد. قطار قبل از اینکه شروع به حرکت کند در همان ایستگاه اول دچار نقص فنی شد و از مسافران خواسته شد تا از قطار پیاده شوند. در این بین، خیلیها این مسئله را باور نکردند و فکر کردند راهی است برای کم کردن ازدحام. در نتیجه یا از قطار پیاده نشدند یا اگر شدند، همان جلو ماندند و سنگر را همچنان حفظ کردند. حالا شما حجم انبوه جمعیت را در ساعات اوج شلوغی مترو اضافه کنید به حجمی که لحظه به لحظه در حال افزایش بود. چون مردمی که تازه به ایستگاه آمده بودند نمیدانستند قطار خراب است. 

در این بین ما - سرگروهان اندیشه ای - در حالی که داشتیم له می شدیم! داشتیم به آن خانمی فکر می کردیم که چون دیر از قطار خراب پیاده شد، لای در ماند و نزدیک بود نصف شود! داشتین به درس سوم دبستانمان که اسمش " همه جا به نوبت "! بود فکر می کردیم، داشتیم به حق الناس فکر می کردیم. به حق الناسی که در آن عصر شلوغ مترو هیچ کس به آن فکر نمی کرد. راستش، دلمان هم کمی به حال مسافران خط   میرداماد سوخت. یعنی به آنها اطلاع داده بودند که اینجا قطار اینجا مشکل پیدا کرده و خط میرداماد غیرفعال شده؟! چند نفر در این صف چشم انتظار خواهند بود؟ وقت چند نفر از مردم گرفته خواهد شد؟ چند نفرشان کار اضطراری داشتند ؟ چند نفر از قرارشان باز ماندند ؟ در حالی که داشتیم به این چیزها فکر می کردیم، تصمیم گرفتیم ایستگاه مترو را ترک کرده و با اتوبوس به منزل برگردیم. در مسیر بازگشت به چند نفری گفتیم مترو خراب شده، پائین نرید! اما حرفمان را باور نکردند!! چرایش را نمیدانیم.

وقتی به میدان ونک رسیدیم، صف انبوه مسافرانی را دیدیم که می خواستند خودشان را به مترو برساند. (مترویی که حتما نمیدانستند خراب شده!)

راستش این اتفاق ساده ما را حتی به یاد معاد و زندگی این دنیا و آن دنیامان انداخت. اگر مترو را برفرض دنیا تصور کنیم، افرادی که در صف تاکسی بودند، همان  " ما " هستیم که برای رسیدن به یک قطار خراب خود را به زحمت می اندازیم. خیلی نتیجه ها میشود از این اتفاق ساده گرفت، اما شما فقط همان " تلنگر " ش را بگیرید. بیایید یادمان باشد که حق الناس و خیلی مسائلی که فقط آنها را به صورت تئوری حفظ می کنیم، باید در زندگی مان کاربردی شوند.


* آنچه خواندید، ماوقعی بود از آنچه در شب تولد حضرت معصومه (روز دختر) بر تعدادی از دختران باشگاه رادیویی جوان گذشت. ضمنا! روز خودمان را هم به خودمان، هم به تمام دختران عضو و غیر عضو حلقه تبریک می گوئیم. حتی شما دوست عزیز!



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 توسط اندیشۀ سپید!
شيعه...سني...جز اين است كه همه مسلمانيم؟!

اين روزها بيش از هر وقت ديگري جاي خالي مولايمان احساس ميشود...

منجي عالم بشريت خواهد آمد...بالاخره روزي خواهد آمد...


اين حادثه اسفناك را به هموطنانمان در سيستان و بلوچستان تسليت ميگوييم.



نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 توسط اندیشۀ سپید
درباره وبلاگ

در آسمان که باشی، حسی جز پرنده شدن نخواهی داشت.
برای پرواز، هنوز هوای پریدن بال‌هایت را نظاره می‌کند.
در این آسمان، رنگین‌کمان خاطره‌ها و حضورها همه زاده‌ی رنگ اندیشه‌اند.
این‌جا گستره‌ی افق‌های فردا به وسعت اندیشه‌های نابی‌ست که در آسمان اندیشه‌ی تو می‌درخشند.
این‌جا همه منتظرند؛
منتظر تلاقی اندیشه‌ها با نقطه‌ای نامعلوم...وصل شدن دو پندار...
این‌جا نه واژه‌ها و کلمات از فهمیدن و فهماندن اضطراب دارند، و نه زیان اندیشه ابایی از گفتن و شکستن مرداب سکوت. چرا که حرف‌ها خیس قطره‌های بارانند.
این‌جا ردپای اندیشه‌ها پیداست که راه را نشانه گرفته‌اند .
و واژه ی "سلام " را به اندیشه های نو هدیه می کنند!
javanoandishe@yahoo.com
Blog Skin